صفحه اصلی > آرشيو پرسمان  
اخبار > بار دیگر در صحنه حاضر شوید


نسخه چاپي  ارسال به دوست

بار دیگر در صحنه حاضر شوید
    ...

   

*پرسش:

با عرض سلام خدمت برادر بزرگوارم دکتر جلالی

متاسفانه موفق به حضور در  22 جلسه موثرین در شاهرود نشدم (درس خواندن در کرمان) وخیلی دوست داستم لااقل برای یک بار هم شده در این جلسات حضور داشته و با افکار و طرز فکر دوستانم اشنا شده و نمیدانم در اون جلسه چی گذشت

ولی عاجزانه به عنوان یک دوست ی درخواست  عاجزانه از شما دارم ودر اون حد نیستم که به بزرکتر خود پیشنهادی بدم از شما میخواهم که بار دیگر در صحنه حاضر شده و مشت محکمی بزنی بر دهان دشمنان خود (...)  ،میدانم که دیگر خسته شده اید ولی شما ١٢ سال سابقه گرانقدر را به یدک میکشید و به خم وپیچ جاده اشنا هستید شما میگویی  ی نیروی تازه نفس برای شاهرود لازمه ولی تا این نفر بره با چم کار اشنا بشه ٤ سالش تمام میشه و میشه همون آش و همون کاسه ولی شما در این مدت با بزرگان و رجال سیاسی کشور اشنایی کامل دارید و تازه این نهال تنومند شده و با این باد ها نبایستی بلرزد من نمیدانم شما از چه چیزی معذرت میخوام این حرفو میزنم میترسی ولی شما به وظیفه خودتون عمل کنید و بار دیگر در صحنه حاضر شوید

حتی حاضرم از کرمان بلند شده وبرای حمایت و پشتیبانی از دوست خوبم از هیچ کمکی دریغ نکرده و تنها رای خود را به شما داده

ولااقل اگه خدای نکرده نماینده نشدید به عنوان یک مشاوره خبره در کنار نماینده تازه نفسمان باشید و با راهنمایی های خود از این عزیز حمایت های لازم به عمل بیارید و دیگر منوال سابق نبایستی محافظه کارانه عمل کرد  و هر جا که با احساسات مردم شاهرود بازی کردن و وکارهای که باعث از بین رفتن حق مردم شاهرود شد تمامی رجال و بزرگان شهر مخصوصا ائمه جمعه از تریبون نماز جمعه که بهترین محل برای زدن این حرف ها است از نماینده شهرمون حمایت کرد و مطالبات خود را از مرکزنشینان مرفه گرفته

 بایستی همه با هم دوست و برادر و یکرنگ بوده  و خصومت ها را کنار گذاشته  وهمه با هم با مشورت و همفکری کم و کاستی ها را برطرف کنیم

به امید شکوفایی شهرمان و استان شدن شاهرود(شاهوار)

فرزند کوچک این خطه

عباس سلیمانی ابرسجی

 

*پاسخ:

با سلام و تحیت

از لطف جنابعالی سپاسگزارم. من تقریباً از دو سال پیش به این جمع بندی رسیدم که دیگر در رقابت انتخاباتی شرکت نکنم و از ابتدای سال جاری به شکل جدی تری عدم حضورم را در محافل خصوصی بیان کردم و نهایتاً در تیر ماه با برخی از بزرگان شهرمان این مطلب را در میان گذاشتم و گفتم بیائید یک وفاق و اجماع در شهرستان ایجاد نمائیم و فردی را با آراء قوی به مجلس بفرستیم و من هم حاضرم بر روی هر کسی اجماع کردید مسئول ستاد انتخاباتیش بشوم و همه تلاش خودم را برای رای آوردن آن فرد انجام دهم و در آن صورت راحت تر هم می توانم از ظرفیتم برای رای آوردن فرد مورد نظر استفاده نمایم. متاسفانه خیلی سخنانم مسموع واقع نشد و چندان حرکتی ایجاد ننمود و امروز با کمال تاسف هزینه ی این سستی و خطور را نیز انتظار دارند من بپردازم و به گردن من می اندازند و می گویند ما تصور نمی کردیم شما در نیامدن جدی باشید و بعد هم مقوله حضور مجدد مرا مطرح می نمایند. بنده می گویم من صادقانه مقوله نیامدنم را مطرح کردم و به هیچ وجه سیاسی کاری نکردم. اگر کسی خودش را جای من تصور نماید که سه دوره نماینده بوده ام. به حمد الهی و با صداقت آن چه را که می توانستم انجام داده ام. رزوی که انتخاب شدم بسیاری به خاطر جوانیم نگران بودند و دیری نپایید که بسیاری به توانمندی فرزند و منتخب خود اذعان کردند و امروز نیز او را به عنوان یک چهره ملی توصیف می کنند. از طرف دیگر با لطف الهی در باندهای سیاسی قرار نگرفتم و تلاش کردم نان حرامی را بر سر سفره خانواده ام نبرم و در طول 12 سال در جنوبی ترین نقطه شهر شاهرود در منزل خواهرم اقامت گزیدم که باید به خاطر همه مزاحمت ها از آنان نیز عذر خواهی نمایم. با تمام وجود به مردمم و منطقه ام عشق ورزیدم و با غیرت نگذاشتم علی رغم همه فشارها کوچکترین تعرضی به دارایی های شهرستانم بشود. در وظایف اصلی و ملی به عنوان یک نماینده مجلس جدی بودم و در برهه های حساس کشور و جهان حضوری فعال داشتم و خوشحالم که همه تلاشم را برای سربلندی کشورم در محافل بین المللی به کار بردم اما با همه این ها خود را مدیون می دانم. مدیون به امام و خون پاک شهیدان و رهبر، مدیون به ایثارگران، جانبازان، رزمندگان و خانواده های معظم شهیدان و مدیون مردم عزیزمان در شهرهای شاهرود، میامی، بیارجمند، مجن، بسطام و کلاته خیج.

مدیون به مردم گرانقدر روستاها اعم از دور و نزدیک و کوچک و بزرگ.

عزیز دل برادر!

بنده در عدم حضورم از چیزی نترسیدم. تصور می کنم نباید به پست های سیاسی حریص بود و نباید گذاشت کانون های قدرت و خصوصاً ثروت، مهندسی انتخابات را در دست گیرند.

از طرف دیگر از جوانان امیدوار ولی فاقد شغل که در اتاق کوچکم در دفترم اشک ریختند و شکسته شدند خجالت می کشم.

از مادرهایی که با امید برای اشتغال فرزند و یا فرزندانشان دست نیاز به سویم دراز کردند و من شرمنده نگاه های مضطربانه ایشان شدم شرمنده ام.

نمی دانم چرا درک نمی شوم و هر کسی از ظن خود تفسیری دلبخواه می نماید؟ چرا سیاسی شده ایم؟ چرا همه نسبت به هم مشکوکیم؟ چرا همه چیز را از دریچه تنگ سیاست می بینیم؟

در جلسه موثرین هم گفتم این کتابی را که اخیراٌ به چاپ رسیده به نام "نورالدین پسر ایران" همه و خصوصاً مسئولین باید بخوانند. این خاطرات یک بسیجی از خطه آذربایجان است که از عنفوان جوانی به جبهه رفته و برادرش در کنارش به شهادت رسیده و اندامش چندین بار سوخته و پاره پاره و قیمه شده است. ما بار چنین مسئولیت سترگی را می کشیم. امثال من که بر سفره این انقلاب و مردم نشسته ایم اصلاً حق نداریم بگوئیم عددی هستیم و یا کاری کرده ایم. امثال بنده که چهار ستون بدنمان سالم است و از روزی که خود را شناخته ایم در موضع احترام و تکریم بوده ایم چه حقی داریم که برای خودمان شانی قائل باشیم.

در اندرون من خسته دل ندانم چیست                     که من خموشم و آن در فغان و در غوغاست

خدا خود شاهد است که این شب ها خواب ندارم. جلساتی گذاشته می شود و هر کسی از نیامدنم چیزی می گوید. تلفن ها می شود و همه با ادبیات های متفاوت سخن ها می گویند. می گویند اگر بروی نامردی. می گویند از شانه مردم شاهرود بالا رفته ای. می گویند آن روز که نام و نشانی نداشته ای این مردم تو را انتخاب کردند و مردم مراعات بی نامی تو را نکردند و امروز که نامی یافته ای نامردی است که مردم را تنها بگذاری و مراعاتشان نکنی و ...

خداوند خود شاهد است سرگشته ام. تصورم این بود که با اعلام نیامدنم بزرگان شهر چاره ای می اندیشند. هنوز هم می گویم تا دیر نشده چاره ای بیاندیشید.

اما نمی دانم چرا گوشهایمان سنگین شده است و صدای هم را نمی شنویم و دردهای دل هم را به سخره می گیریم. بنده هر چه محاسبه می کنم بهترین زمان برای کنار رفتنم از این مسئولیت، امروز است. ما هنوز فرا نگرفته ایم که میدان را در اوج ترک نماییم. علاقه مندیم آن چنان در وادی سیاست و مسئولیت به تعبیر شاهرودی خودمان "چلانده" شویم که دیگر نای و رمق بلند شدنمان نباشد...









چهارشنبه ٣٠ آذر ١٣٩٠
نظرات بینندگان
کاربر مهمان
1390/10/05 23:28
0
0
با سلام آقای دکتر جلالی آقا جلالی من می دانم که شما زحمت زیادی کشیدهای ولی کار را آن کرد که تمام کرد واگر تو یک کار نیمه کاره را رها کنی نه تنها کاری نکردی بلکه ضررر هم زدهای دکتر جان فقط یک یا علی دیگر تا رسیدن به مقصد آقای جلالی شما الان در اوج نیستی بلکه در حال اوج گرفتن هستی واین 4 سال دیگر می توانی به نهایت اوج خود بررسی و در یاد مردم شاهرود برای همیشه بمانی اگر بروی مانند عبدالله زبیر می مانی که عمری مجاهدت کرد و تنها دریک جنگ نجنگید و به بهانه های مختلف کنار رفت پس دکتر بمان و با هم در کنارت می مانیم به مقصد برسیم استان شاهوار
کاربر مهمان
1390/10/01 21:23
0
1
دکتر عزیز من تا بحال چند نوشته برای شما فرستادم بدون جواب............. بمتند مهم نیست تو رو به خدا هدف مردم شاهرود را به نتیجه برسانید و بعد حرف رفتن بزنید هر کس دیگری بیاید تا برود پله های مجلس را یاد بگیرد باید برود تورو به خون شهدای هم رزمت کاری برای ما شاهرودی ها بکن
کاربر مهمان
1390/09/30 19:44
0
1
باسلام وتحیت جناب آقای دکترشمادیگرمال خودت نیستی که تصمیم بگیری نیایی،شما مال همه ی مردمید. جناب آقای دکترای بهتر ازجانم: سیستم پارلمانی ما طوریسیت که آدمهای تازه نفس را درخود گم می کند وتابرود که جابیفتد دوره نمایندگیش تمام می شود.برادرعزیزم.می دانیم که خسته شده ای از این همه ناملایمات از این همه تنهایی از این همه بی عدالتی ولی از شما می خواهیم با همان روحیه بسیجی ات با همان تفکری که در جبهه ها حضورپیداکردی بازهم درصحنه حضورداشته باش وجویای حق باش. (تاخون دررگ ماست دکترجلالی نماینده ماست)حضرتعالی یک گنجینه تمام نشدنی هستید ومردی برای همه ی سالها. از طرف مردم بسطام
کاربر مهمان
1390/09/30 18:21
0
8
بخدا بری مسئول هستی در برابر مردم باید جواب بدی .
کاربر مهمان
1390/09/30 17:12
0
11
آقای دکتر به مسئولین شهر کاری نداشته باش مردم از صمیم قلب شما را می خواهند . کنار بکشی باید جواب خون شهدا ء را بدهی .
کاربر مهمان
1390/09/30 12:18
0
11
برادر بزرگ من کاظم عزیز . از ابتدای راه با تو بودم و هستم از دوران نوجوانی در کنار تو رشد یافتم . و آموختم ، تاریخ شهرم را و لمس کردم در این 12 سال چه تهمت هایی به تو روا داشتن اما تو ذره ای از تلاشت دست بر نداشتی و مردمی که تو را نمی شناختند با خود گمان بردند که تو امتیازی گرفته ای که چونان پیگیر کارهای شهری. اما دریغ و افسوس که جهالت همچو تاریخ تا دنیا باقیست ادامه دارد. شاهرود باید رشد کند و بزرگ شود و بزرگترین کار این شهر را بزرگانی چون تو انجام داده اند بی شک تصمیم تو تصمیمی از سر درد است. تصمیمی است که چونان دیگر تصمیماتت درست و بجاست. بلاخره روزی هرکسی میرود اما این حس یتیمی برایمان زود است. حس سرخوردگی . حس اینکه بیعدالتی تا به کی . بغض های فروخفته ات را چگونه تحمل کرده ای مرد میدان های سخت به ما هم بیاموز . فقط دلتنگم ،‌ زیاد دلتنگم با این غم چه کنم. یک صندلی خالی کنار رویاهای این مردم از آن توست بنشینی یا بروی ماندگار شده ای ماندگار
کاربر مهمان
1390/09/30 11:50
1
11
باید باشید این یک تکلیف است نه خواسته
کاربر مهمان
1390/09/30 10:39
0
8
دکتر خواسته مردم بالاتر از محاسبات شما نیست؟
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 






تمامي حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دفتر دكتر كاظم جلالي می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع  بلامانع است.

شماره سامانه پیام کوتاه : 3000880099