صفحه اصلی > آرشیو دستنوشته ها  
اخبار > در جلسه هیأت دولت در سمنان چه گذشت؟ 1


نسخه چاپي  ارسال به دوست

در جلسه هیأت دولت در سمنان چه گذشت؟ 1
    تلاش می کنم در قالب چند دست نوشته به برخی از نکات برجسته در جلسه دولت اشاراتی نمایم.

   

تلاش می کنم در قالب چند دست نوشته به برخی از نکات برجسته در جلسه دولت اشاراتی نمایم.

 

-          یکی از موضوعات مطرح شده در جلسه هیأت دولت ، موضوع تغییر پایتخت بود. در این جلسه یکی از همکاران مجلس ما تقاضا کرد که موضوع انتقال پایتخت به استان مورد تصویب قرار گیرد. ریاست محترم جمهور در این جلسه در پاسخ به ایشان اشاره کردند اینکه پایتخت جدید به کجا منتقل شود موضوعی است که جمعی کارشناس بی طرف مأمور مکان یابی شدند و باید تا ارائه کار کارشناسی  و نظریه آنان صبر نمود. بدین ترتیب و با این سخن موضوع بحث انتقال پایتخت نیز موقتاً فروکش کرده است.

در آستانه سفر سوم دولت، خبرگزاری ایرنا دو مصاحبه بنده و نماینده محترم سمنان را در کنار هم قرار داده است. البته آن مصاحبه بنده در رقابت با هیچ جا و هیچ کس نبود. غرض بنده در آن مصاحبه چند چیز بود:

1/ ضرورت تغییر پایتخت. بی تردید مسئولین اصلی یک نظام سیاسی باید در محلی زندگی و کار نمایند که کمترین تهدید  متوجه آنان باشد تا بتوانند استمرار یک نظام سیاسی را تضمین کنند. مثلاً در یک کشوری مثل پاکستان با آنهمه مسئله و ترور و بلوا، چگونه می شود که اساساً نظام ساقط نمی شود؟ یکی از دلایل عمده آن این است که اسلام آباد، بعنوان شهری کوچک و پایتخت امن این کشو راست، شهری که دارای ترافیک نیست. بیاد دارم چند سال پیش برای تقدیم پیامی به نخست وزیر وقت پاکستان به  اسلام آباد رفتم. قرار ما با نخصت وزیر ساعت ده صبح بود. طبق روال زندگی د رتهران حدود ساعت 9 صبح کاملاً آماده حرکت بودم. تا حدود ساعت نه و نیم خبری از سفیرمان نشد. با دلواپسی زنگ زدم که آیا برای رفتن دیر نیست؟ ایشان به من گفت: حدود ساعت ده دقیقه به ده از هتل راه می افتیم. حداکثر 5 دقیقه راه داریم و قبل از ساعت ده به محل ملاقات خواهیم رسید.

2/ غرض از انتقال پایتخت، انتقال جمعیت حدود پانزده میلیونی تهران نیست بلکه منظور شهری با حداکثر جمعیت پانصد هزار نفری است. لذا در این نگاه انتقال پایتخت نباید کار چندان صعبی باشد. بیاد دارم سال 1379 که به مالزی رفتم، به دیدن شهر پوتراجایا رفتم. شهری و محلی که باید پایتخت مالزی به آنجا منتقل می شد. در آن شهر، تازه بناهایی در حال مراحل اول احداث بود. تنها یک ساختمان در آنجا به چشم می آمد که کاخ نخست وزیری بود و آقای مهاتیر محمد، نخست وزیر وقت مالزی خود در آنجا مستقر شده بود و سایر وزراء و مسئولین را نیز تشویق و تهییج می کرد به آن شهر عزیمت نمایند. در سال 1384 که مجدداً به مالزی رفتم، در اوج ناباوری دیدم که شهر پوتراجایا کاملاً ساخته شده و زندگی در آن شهر به شکل کامل جاری بود.

3/ در مطالعات گذشته انجام شده ، محلی که بیشترین امتیاز را جهت ایجاد پایتخت بدست آورد، شهرستان شاهرود بود. من مدتها اکراه داشتم این مطلب را بیان کنم زیرا در ذهن خود می گفتم که این انتقال  پایتخت به شاهرود ای بسا صورت نپذیرد اما آفات و گرانی و بورس بازی ناسالم زمین و ملک با این شایعه در شاهرود به ضرر مردم عزیزمان  تمام شود. اما هنگامیکه دیدم دیگران از گرد راه نرسیده، مکانهای دیگری را مطرح می نمایند، لذا بنده نیز بر اینکه شاهرود بیشترین امتیاز را برای پایتخت شدن جمهوری اسلامی ایران حائز است، تأکید کردم. جالب اینجاست دوستانی که مکانهای دیگری را مطرح می کنند هنگامیکه از زبان اینجانب طرح موضوع پایتختی محتمل شاهرود را می شنوند سخت آشفته و معترض می شوند که چرا شما شاهرود را مطرح می کنید؟

4/ مسئله انتقال پایتخت یک ضرورت ملی است و از نگاه امنیت ملی نیز ضرورت آن صد چندان است. پس همه باید آنرا ملی ببینیم و از جنگ های حیدری و نعمتی در خصوص این کار بزرگ ِ قابل ِ انجام بپرهیزیم.









سه شنبه ٢٨ دی ١٣٨٩
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 






تمامي حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دفتر دكتر كاظم جلالي می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع  بلامانع است.

شماره سامانه پیام کوتاه : 3000880099