عضویت در سرویس خبری

نام

پست الکترونیکی

محتويات مرتبط
صفحه اصلی > آرشیو مقالات  
اخبار > ادخلوها بسلام آمنين


نسخه چاپي  ارسال به دوست

ادخلوها بسلام آمنين
    ...برادران یک بام ودو هوا تا کی؟ما باید دم خروس را باور کنیم ویا قسم حضرت عباس را؟ شما عزیزان که به این مسئله به زعم خویش باور دارید ودیگران را نیز به ملحوظ کردن آن فرا می خوانید پس چرا در پی دور اول سفر ریاست محترم جمهوری به استان سمنان واعلام "تصویب فرمانداری ویژه شهرستان شاهرود" آب به آسمان پاشیدید وآن بلواها را بر پا نمودید؟چرا در قبال طومار 16 متری سراپا توهین وبی حرمتی سکوت کردید؟ چرا گناه هرچه را که می خواستید وتصویب نشد(که البته یکصدم آنچه بود که تصویب شد) به گردن کاظم جلالی ومردم شاهرود انداختید؟ ...

   

ادخلوها بسلام آمنین

 

در شماره 2745 روزنامه وزین "پیام استان سمنان" مورخه چهارشنبه 4اسفند1389 مطلبی تحت عنوان"نقدکارگروه فرهنگی بنیاد توسعه سمنان نسبت به اظهارات نماینده مردم شریف شاهرود"به چاپ رسیده بود که بر خویش لازم دیدم به قدر استطاعت وبضاعت خویش،به عنوان یک شهروند شاهرودی به آن پاسخ گویم.

 

اما قبل از آن لازم می دانم که نکته ای را متذکّر شوم.

 

علیرغم دوستی و رفاقت اینجانب هم با جناب آقای دکتر جلالی نماینده محترم مردم شریف شاهرود در مجلس شورای اسلامی وهم جناب آقای دکتر کواکبیان نماینده محترم مردم شریف سمنان در مجلس شورای اسلامی،خط فکری وسیاسی اینجانب به جناب آقای دکتر کواکبیان بسیار نزدیک تر است.

 

پس این نوشتار مطلقا در صدد دفاع از دکتر جلالی به عنوان یک شخصیت حقیقی نیست .که آن مجالی دیگر می طلبد.بلکه دفاع یک شهروند شاهرودی از شخصیت حقوقی نماینده خویش در مجلس شورای اسلامی وبالطبع دفاع یک شاهرودی از شهر خویش است.

 

اما بررسی نامه دوستان:

 

از آنجاکه این نامه به عنوان"کارگروه فرهنگی بنیاد توسعه سمنان" نگاشته شده است انتظار می رفت در نوشتن و ویرایش آن دقت بیشتری مصروف گردد،که متاسفانه چنین نشد.حتی دوستان گرامی وفرهنگی وفرهیخته از نوشتن یک "سلام"ساده نیز در ابتدای مطلب خویش مضایقه کرده بودند.اما من به رسم ادب ایرانی واسلامی در همین ابتدا به دوستان عزیز نگارنده نامه ،سلام عرض می کنم که معتقدم: ادخلوها بسلام آمنین.

 

در ابتدای نامه،دوستان" یکی از دلایل مهم وقابل اعتنای عقب افتادگی استان را نداشتن اتحاد،ووجود تنگ نظری نسبت به هم وتحلیل های عامیانه،نگرش محدود وخودشیفتگی وخودبزرگ بینی بیمار گونه کسانی دانسته اند که دیدی فراتر از دیوار خانه خویش ندارند".

 

متاسفانه در مورد نداشتن اتحاد استانی،این حقیر نیز با دوستان کاملا همراه وموافقم.اما باید دید چه جریاناتی مانع ایجاد اتحاد در استان هستند وایجاد اتحاد استانی را به ضرر منافع خویش می دانند وصد البته باید ابتدا اتحاد استانی را تعریف کرد که آیا منظور استفاده از تمام پتانسیل های موجود جهت رشد وپیشرفت وتوسعه همه جانبه ومتوازن کلیه نقاط استان است؟ ویا منظور این است که اگر خدای ناکرده در استان تبعیض وناعدالتی های مکرّر ومسلسل به نفع یک شهر صورت می گیرد،باید دیگر شهرهای استان چشم بر هم بگذارند ولب از لب باز نکنند تا خدای ناکرده وحدت استانی زیر سوال نرود؟

 

اما در مورد تحلیل ها ونگرش های دوستان که ادعا شده است از خانه خود فراتر نمی رود،هرگز موافق نیستم.چه آنکه من وبسیاری از دوستانم معتقدیم که یک اتاق فکر کارآ،منسجم،مطلع،زیرک وبا درایت در مرکز استان وجود دارد که به منزله دولت در سایه عمل می کند ونه تنها برای سمنان که برای گوشه گوشه این استان طرح وبرنامه ریزی می کند.پس دید دوستان بسیار وسیع تر از دیوارهای خانه هایشان می باشد.

 

نوشته اید که"چرانوشته می شود:شاهرود، قاره کوچک...." اولا این لطفی است که خداوند به این خطّه عنایت فرموده است وبه واسطه برخورداری از اقلیم های متفاوت زیستی وبه همت عزیز گرامی جناب آقای "محمد علی اینانلو" در سازمان یونسکو نیز شاهرود به عنوان"قاره کوچک"ثبت شده است.انشالله به لطف وعنایت الهی در آینده خبر"نوزایی قاره بزرگ" را نیز خواهید شنید وما نیز با بهانه وبی بهانه از دیدارشما وتقدیم شیرینی خوشحال می شویم.

 

مرقوم فرموده ایدکه:"....مگر اینکه گفته شود گچ سمنان سیاه است وهوای آن شور ونمکش لطفی نداردو....".نه اتفاقا گچ سمنان به حمدالله چنان سپید است که برای اختفای بسیاری از سیاهی ها وسیاهکاری ها خوب به درد خورده است.شوری هوا را نمی دانم یعنی چه که تا کنون تجربه نکرده ام ودر جایی نیز نخوانده ام.لطفا شما که تجربه کرده اید،بفرمایید منظور چیست که"التجربه فوق العلم".ونمک سمنان نیز نه تنها به حد کافی شور است که حتی برخی اوقات به لطف دوستان "شورش رانیز در می آورد".

 

اشاره فرموده اید که:"....شاهرودآن مواهب خدادادی را دارد،پسته لذیذ دامغان را میل می نمایید،نان خود را از گندم گرمسار تهیه می کنید وبا پنیر وکره وگوشت مهدیشهر نوش جان می فرمایید".

 

جانا سخن از زبان ما می گویی.تمام سخن ما نیز همین است که شما که به ادعا واقرار خویش از مواهب ونعمات تمام شهرهای استان بهره مندید وآن را مایه سربلندی خویش می دانید،در عوض به این شهرستانها چه می دهید وچگونه جبران می کنید؟

 

نوشته اید هر منطقه ای تواناییها واستعدادهای خاص خویش را دارد.بر منکرش لعنت.ما نیز کاملا این موضوع راقبول داریم وبر همین اساس انتظار داریم جایگاه هر منطقه بر اساس همین استعدادها وتوانایی ها تعیین گردد ونه بر اساس لابی های پشت پرده وزد وبند ونه تهیه وتامین وساخت مصنوعی واجباری استعدادها و....

 

نوشته اید که"مرکز استان شدن به خاک وجمعیت نیست".لطفا در سراسر ایران اسلامی جز استان سمنان یک شاهد مثال بر این مدعای خویش بیاورید.

 

فرموده اید که" تصمیم گیران آینده نگر کشور بسیار خبیر ودانایند وآن توانمندیهایی را در نظر می گیرند و..............".

 

برادران یک بام ودو هوا تا کی؟ما باید دم خروس را باور کنیم ویا قسم حضرت عباس را؟ شما عزیزان که به این مسئله به زعم خویش باور دارید ودیگران را نیز به ملحوظ کردن آن فرا می خوانید پس چرا در پی دور اول سفر ریاست محترم جمهوری به استان سمنان واعلام "تصویب فرمانداری ویژه شهرستان شاهرود" آب به آسمان پاشیدید وآن بلواها را بر پا نمودید؟چرا در قبال طومار 16 متری سراپا توهین وبی حرمتی سکوت کردید؟ چرا گناه هرچه را که می خواستید وتصویب نشد(که البته یکصدم آنچه بود که تصویب شد) به گردن کاظم جلالی ومردم شاهرود انداختید؟ مگر خود شمایان نمی گویید که دولتمردان خبیر ودانایند وتوانمندیها را در نظر می گیرند؟ فاین تذهبون؟آیا مردم شاهرود شان نظام مقدس جمهوری اسلامی را در نظر نمی گیرند یا شما عزیزان که با زیاده خواهی وتمامیت طلبی باعث ایجاد تنش وبحران در شهرهای مختلف استان وبروز بدبینی مردم به مسئولین می شوید؟

 

مرقوم فرموده اید که:"مردم استان با هم قرابت سببی ونسبی دارند و.....:

 

بزرگواران هیچ ابایی ندارم که بگویم جمعی از بهترین دوستان من سمنانی هستند.اینکه من مسلمان ،شیعه،آریایی وایرانی  وساکن استان سمنان هستم مایه مباهات من است.

 

خدای را شاکرم که در استان سمنان زندگی می کنم.سمنانی که زبان اساطیری خویش را حفظ نموده است. وتاریخی نه هزار ساله دارد.سمنانی که زیبایی سحرانگیز تپه های دلازیان اش باعث آرامش روح وروان است.سمنانی که مهد پرورش عارفانی بزرگ وقللی سترگ در عرفان ایرانی واسلامی چون علاءالدوله،پیرنجم الدین،ملاعلی سمنانی وحکیم الهی بوده است.

 

اما سوالی نیز از شمایان دارم.آیا اگر امروز این بزرگان بودند،همین بی مهری ها ونامهربانی ها را در حق سایرین روا می داشتند که شما داشتید؟

 

دیروز نسیمی می آمد 

وبلبلان می خواندند

خوب گوش دادم

 

بوالحسن خرقانی بود که به شیخ علاءالدوله سمنانسلام می گفت واینک این علاءالدوله استکه در استقبال شیخ خرقان وعارف بسطام آغوش گشوده است.

 

عزیزان انتظار داشتیم به واسطه همشهری بودن با این بزرگمردان،دمی از نفس گرم آنان به شما نیز رسیده باشد وشما نیز با همان سعه صدر به مسائل بنگرید.

 

                           ما زیاران چشم یاری داشتیم          خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

 

بیان فرموده اید که:"هرگزانتظار نداشتیم در سایت شما مطرح بشود مسئولان اجرایی شهرتان توان لازم را ندارندومشفق نیستند وبه استناد چه حقی ومنصبی مدام باید آزرده خاطرشان کنیم و.........."

 

اولا وقتی قانون اساسی به نمایندگان مجلس حق اظهار نظر در کلیه امور وشئون را اعطا نموده است وهمچنین نظارت را از مهمترین وظایف نمایندگان دانسته به راستی شما کیستید که نماینده ای را بازخواست کنید که چرا در مورد عملکرد مسئولین حوزه انتخابیه خویش اظهار نظر می کند؟ ثانیا این حق ومنصب،حق ومنصب نمایندگی مردم شریف وشهید پرور بزرگترین شهرستان ایران اسلامی است که باید به وکالت از آنان از مسئولین توضیح خواست. ثالثا مردم هیچ شهری با مسئولین خویش عقد اخوت نبسته اند.بلکه تا آن هنگام که مسئولین در پی انجام رسالت خویش باشند از حمایت مردم نیز برخوردارند ودر صورت هرگونه کوتاهی واهمال ویا تقصیر وقصور موظفند به مردم که ولی نعمتان این انقلابند پاسخگو باشند.

مجددا تعریض فرموده اید به بصیرت مسئولین و....وسوال نموده اید که "مگر در سرزمین ببرها گرفتار آمده اید؟"

بزرگواران ببر حیوان نجیب وقانع وسخاوتمندی است.وقتی شکار می کند به اندازه نیاز خویش از شکار برمی گیرد ومابقی را برای سایر جانوران می گذارد واز شراکت آنان در سفره خویش لذت می برد.آیا همه ما در استان طبع بلند ووالای ببر را داریم؟ ویا در پی آنیم که همه چیز را فقط وفقط برای خویش بخواهیم؟

 

مرقوم فرموده اید که" عقل سلیم وذهن خالی از نفرت وفکر به دور از شیطنت خواهد گفت هر جای شاهرود آباد شود........افتخار استان است".

 

با توجه به عملکرد برخی از دوستان ما باید به صحت واخلاص این گفته شک کنیم یا عقل سلیم یا ذهن خالی از نفرت ویا به فکر به دور از شیطنت؟.......الله اعلم. مطالبی را در مورد صدا وسیمای استان بیان فرموده اید.پاسخ همان است که خود گفتید:"بر چشمه خورشید نمی توان گل مالید". عملکرد یکسویه دوستان شما در سیمای مرکز سمنان واضح تر از آن است که با دفاع وتوجیه شمایان بتوان آن را ماست مالی کرد وحتی با گچ سفید سمنان،سیاهی وزشتی عمل آنان را پوشاند.در مورد دانشگاه صنعتی سمنان و..... نیز شمارا به قول خود در مورد بصیرت مسئولین ارجاع می دهم.پس گناه آن را به گردن دیگران نیاندازید.هرچند اگر هیات محترم دولت با داشتن بیش از بیست وزیر وتعداد زیادی معاون ومشاور وکارشناس،تحت تاثیر کلام یک نماینده قرار گیرد یا باید به حال آن هیات دولت افسوس خورد ویا به اعجاز کلام آن نماینده ایمان آورد.اما من معتقدم که هیات محترم دولت با نظر کارشناسی وبه دور از تمام شانتاژهای تبلیغاتی  وسیاسی به کار خود می پردازد وتصمیمات کلان کشوری را اتخاذ می نماید.

 

سوال فرموده بودیدآیا دود هواپیماهای فرودگاه سمنان به چشم فرودگاه شاهرود می رود؟

 

حاشا وکلا.خیر اما یک سوال.چگونه می شود که از اعتبارات استانی به فرودگاه آموزشی سمنان مبلغ ده میلیارد ریال تخصیص می یابد اما فرودگاه عملیاتی شاهرود..؟در مورد تحریک نمازگزاران فرموده اید.ما که متاسفانه به یاد نداریم در شاهرود کسی همت کرده باشد وفراخوانی برای تجمع معترضین به تبعیضات موجود داده باشد.اما یادتان نرفته است که حداقل در ماجرای امضای طومار 16متری درسمنان ودر جنب محل برگزاری نماز پرشکوه ووحدت بخش جمعه دوستان داد می زندند:الهی این یکی هم(دکتر جلالی)مثل اون یکی(مرحوم حسینی شاهرودی که رهبر انقلاب او را سربازی فداکار وحاضر در همه صحنه های انقلاب خواندند وشهادت او را موجب شادی مستکبرین عنود دانستند)سرطان بگیره وبمیره،بلند صلوات بفرست". اگر این موضوع را فراموش کرده اید هنوز فیلمها وبلوتوث های آن موجود است. در مورد دوستی آقایان جلالی،دوست محمدی وکواکبیان ،اگر خود این آقایان مطلبی فرموده اند که هیچ وباید خودشان پاسخگوی یکدیگر باشند.اما اگر آنان چیزی نگفته اند ودیگران کاسه از آش داغتر شده اند بهتر است من وشما نیز دخالت نکنیم چون ممکن است حرف ها ی ما وشما باعث لطمه خوردن به دوستی آنان شود که از قدیم آموخته ایم:

میان دو کس جنگ چون آتش است      سخن چین بدبخت هیزم کش است

 

اما در موردآن محشری که در سیما ملاحظه فرمودید:اولا مانیز چون شما خواستار شناسایی،محاکمه ومجازات مسببین آن عمل هستیم. ثانیا با فرض این که این حرکت مردمی بوده باشد باید به جای پرداختن به معلول به این فکر شود که چه عاملی باعث شده است تا صبر مردم به سر آید وچنان شود که به قول شما "محشری"برپا نمایند؟اما بحث شیرین "کارخانه ساخت خودرو"در سمنان.در سفرهای استانی هیات محترم دولت مصوب گردید که در استان سمنان کارخانه خودروسازی احداث گردد. با عنایت به وجود کارخانه های اتوبوس سازی در سمنان ودامغان ونزدیکی گرمسار به تهران وحجم عظیم بیکاران در شرق استان حداقل انتظار بر این بود که این کارخانه در حدفاصل شهرهای دامغان وشاهرود تاسیس گردد.اما همانطور که در ابتدای مرقومه خویش اشاره نموده اید شما که از مواهب شاهرود وپسته دامغان وگندم گرمسار وشیر وکره وپنیر وگوشت مهدیشهر استفاده می کنید در این مورد نیز مواهب اعطایی را برای شهر خویش خواستید وشد آنچه که شد. اما ای کاش این مصوبه در زمان مدیر عاملی دکتر منطقی شاهرودی اجرایی میشد ونه مهندس نجم الدین سمنانی تا اینهمه حاشیه ساز نشود. بگذریم.

 

 در مورد شهرک صنعتی سمنان که به قول دکتر جلالی"کرّه از مادر بزرگتر شده است".عزیزان این سخن گزافی نیست اما این امر نه تنها مایه نگرانی وحسد نیست که باعث افتخار ومباهات است که  شهرک صنعتی سمنان پس از کرمان دومین شهرک صنعتی بزرگ وپویای کشور است.اما به راستی چرا شهرک صنعتی شاهرود وسایر شهرهای استان به رشد وبهره وری مورد نظر نرسیده اند؟آیا جز تفاوت در نوع برخورد واعطای امکانات به سرمایه گذاران در استان بوده است؟

 

آیا در صورت توزیع عادلانه امکانات باید هم اکنون شهرک صنعتی شاهرود چنین می بود؟آیا اگر مسئولین محترم استان از سالیان دور به فکر توسعه همه جانبه ومتوازن استان بودند چنین شرایطی پیش می آمد؟

 

علت بیکاری جوانان شاهرود را کشف کردید،ممنون وسپاسگزار.اما اولین گله ما از دکتر جلالی است که علیرغم درخواست های مکرر ومصرانه دوستان برای درج نام وعنوان کاربران سایت،ایشان به منظور اینکه مبادا برای کاربران مشکل ومعذوری پیش آید از قبول این امر سرباز زدند که اکنون دوستانی چون شما چنین ادعایی بکنند که کاربر ومهمان وسوال کننده وجواب دهنده همه یک نفرند.هرچند معلوم است شما خود نیز این کاره اید که توانسته اید چنین واضح عکس خویش را در آب ببینید. اما از همت مسئولین سمنان فرموده اید که یکی می پرسد،چند نفر جواب می دهند،جمعی نقد می کنند وخلاصه همه سرشان گرم است وکسی بیکار نمی ماند.آری این همان تفاوت برخی مسئولین شهر ما وشماست وشایدبه همین دلیل است که کاظم جلالی مسئولین شهر خویش را بازخواست می کند.

 

ودر پایان باز تعریضی نموده اید به طومار 16متری.عزیزان خوب آشی پخته شده بود ولی افسوس که در شاهرود که هدف غایی ونهایی بود مشتری نداشت وشاهرودیان چنان که دوستان انتظار داشتند مزه آن آش را نچشیدند.ودر مورد اثر آن طومار نیز باید گفت: من یتوکل علی الله فهوحسبه.

 

اعضای بزرگوار "کارگروه فرهنگی بنیاد توسعه سمنان" با شما موافقم که "کلوخ انداز را پاسخ سنگ است"و "آنکه باد می کارد،طوفان درو می کند".اگر ناعدالتی ها،کاستی ها،تبعیض ها واجحافات سالیان گذشته نبود اکنون اینچنین فریاد خشم واعتراض مردم شریف سایر شهرهای استان به آسمان نمی رفت.

 

اگر سخن رسول گرامی اسلام را نصب العین داشتیم که فرمود:"الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم" اکنون مردمان شریف وزحمتکش شهمیرزاد با ارسال طومار به ریاست محترم جمهور خواستار جدایی از استان سمنان والحاق به استان مازندران نبودند.

 

اگر......

 

اگر......

 

اگر......

 

واگر....

 

ودر آخر اینکه یادمان باشد:

 

                              بدنگوییم به مهتاب اگر تب داریم

               

 

                                                                       با احترام

 

                                                           ارادتمند وبرادر کوچک شما  

 

                                                                       بابک رحیمیان

 

                                                                          شاهرود

       

 









شنبه ٢١ اسفند ١٣٨٩
نظرات بینندگان
کاربر مهمان
1389/12/26 20:42
0
0
باسلام جناب رحیمیان بنده به اتفاق پدرو مادرم پیرم بادستان پینه بسته حاصل سالها تلاش مومنانه که جدایی فرزندانش رابه سبب بیکاری فزاینده در شهر م شاهرودشاهدندکه اواره بقیه شهرستانها میباشند .دعاگوی شما درارسال چنین جوابیه متین ومودبانه ای میباشیم وازطرفی بانیان فقر وبیکاری این شهرستان سراسرمظلوم درمرکز استان ... را... میکنند به امید ظهور حضرت حق وسرنگونی لابی های پشت صحنه در... و........پیشرفت این شهرستان عالم خیز وشهیدپرور
کاربر مهمان
1389/12/23 13:4
0
0
آقا دمتون گرم. اگر در شاهرود ده نفر مثل این آقای رحیمیان جواب برادران عزیز سمنانی را نقادانه،مستند ومودبانه می نوشتند و5نفر مثل دکتر جلالی جرات انتشارش را داشتند هم باب گفتگو باز میشد ومسائل شفاف میشد وهم دوستان عزیز.........به خود جرات نمی دادند که هر چه می خواهند بکنند وبگویند. کاش منتخبین دیگر ما مانند اعضای شورای شهر نیز چنین درایت جرات وجسارتی داشتند. آقای رحیمیان فرزند برومند شاهرود شیر مادرت حلالت باد
کاربر مهمان
1389/12/22 16:10
0
0
دورود بر شما .متشکرم
کاربر مهمان
1389/12/21 13:41
0
0
احسنت به نویسنده .
کاربر مهمان
1389/12/21 13:10
0
0
احسنت
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 






تمامي حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت دكتر كاظم جلالي می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع  بلامانع است.

شماره سامانه پیام کوتاه : 3000880099