1

صبح سحر که پر نگشودهست آفتاب
میآیی و سمند تو را عشق در رکاب
روشن به توست چشمم و در پیشواز تو
کوچکترین ستارۀ چشمانم آفتاب
بشکُف که چتر باز کنی بر سر جهان
ای باغ نرگس! ای همه چون غنچه در نقاب
ای چشمۀ زلال که با آرزوی تو
از صد سراب رد شدهام در هوای آب
ساقی! خمار میکُشدم گر نیاوری
از آن می هزار و دوصد سالهام شراب
با کاهلی به پردۀ پندار ماندهاند
ناباوران وصل تو، جمعی ز شیخ و شاب
بیدار اگر به مژدۀ وصلت نمیشوند
با بیم تیغ تیز برانگیزشان ز خواب
آری وجود حاضر و غایب شنیدهام
ای آن که غیبت تو پُر است از حضور ناب
با شوق وصل، دست ز عالم فشاندهایم
جز تو به شوق ما چه کسی میدهد جواب؟
غزلی از زندهیاد حسین منزی در وصف شوق دیدار مهدی موعود (عج)
میلاد خجسته حضرت صاحب الزمان (عج) بر همه عاشقان و چشم انتظاران گل نرجس مبارک باد.
میآیی و سمند تو را عشق در رکاب
روشن به توست چشمم و در پیشواز تو
کوچکترین ستارۀ چشمانم آفتاب
بشکُف که چتر باز کنی بر سر جهان
ای باغ نرگس! ای همه چون غنچه در نقاب
ای چشمۀ زلال که با آرزوی تو
از صد سراب رد شدهام در هوای آب
ساقی! خمار میکُشدم گر نیاوری
از آن می هزار و دوصد سالهام شراب
با کاهلی به پردۀ پندار ماندهاند
ناباوران وصل تو، جمعی ز شیخ و شاب
بیدار اگر به مژدۀ وصلت نمیشوند
با بیم تیغ تیز برانگیزشان ز خواب
آری وجود حاضر و غایب شنیدهام
ای آن که غیبت تو پُر است از حضور ناب
با شوق وصل، دست ز عالم فشاندهایم
جز تو به شوق ما چه کسی میدهد جواب؟
غزلی از زندهیاد حسین منزی در وصف شوق دیدار مهدی موعود (عج)
میلاد خجسته حضرت صاحب الزمان (عج) بر همه عاشقان و چشم انتظاران گل نرجس مبارک باد.