2
«آنگاه زينب دختر علي بن ابيطالب عليهالسلام سوي مردم اشارت كرد كه خاموش باشيد! دمها فروبسته شد و زنگ و دَرا از بانگ و نوا بايستاد. خدام (حذلم) اسدي گفت: زني پردهنشين نديدم هرگز گوياتر از وي، گويي بر زبان اميرالمؤمنين علي عليهالسلام سخن ميراند! پس خداي را ستايش كرد و درود بر رسول او فرستاد و گفت:
آيا ميگرييد؟ آري بگرييد كه شايسته گريستنيد؟بسيار بگرييد واندك بخنديد
اي مردم كوفه! اي گروه دغا و دغل و بيحميت! اشكتان خشك نشود و نالهتان آرام نگيرد! مَثلِ شما مَثلِ آن زن است كه رشتهي خود را پس از محكم تافتن و ريستن باز تارتار ميكرد، سوگندهاتان را دست آويز فساد كردهايد، چه داريد مگر لاف زدن و نازش و دشمني و دروغ و مانند كنيزان چاپلوسي نمودن و چون دشمنان سخنچيني كردن؟ يا چون سبزه بر پهن روييدهايد و گچي كه روي قبر بدان اندوه ظاهر زيبا و به آرايش، و در باطن گنديده چنانكه شاعر گفت:
ظاهرش چون گور كافر پر حَلَل
باطنش قهر خدا عزوجل
براي خود بد توشهاي پيش فرستاديد كه خداي را بر شما به خشم آورد و در عذاب جاودان مانيد، آيا ميگرييد؟ آري بگرييد كه شايسته گريستنيد؟ بسيار بگرييد و اندك بخنديد كه عار آن شما را گرفت و ننگ آن بر شما آمد! ننگي كه هرگز از خويشتن نتوانيد شست و چگونه از خود بشوييد اين ننگ را كه فرزند خاتم انبيا و معدن رسالت و سيد جوانان اهل بهشت را كشتيد؟! آن كه در جنگ سنگر شما و پناه حزب و دسته شما بود و در صلح موجب آرامش دل شما و مرهم نِهِ زخم شما، و در سختيها التجاي شما بود و در محاربات مرجع شما او بود،بد است آنچه پيش فرستاديد براي خويش و بد است آن بارگناهي كه بر دوش خود گرفتيد براي روز رستاخيز خود،نابودي باد شما را! نابودي و سرنگوني باد سرنگوني! كوشش شما به نوميدي انجاميد و دستها بريده شد و سودا زيان كرد و خشم پروردگار را براي خود خريدند و خواري و بيچارگي شما را حتم شد.
ميدانيد چه جگري از رسول خدا شكافتيد و چه پيماني شكستيد و چه پردهگي او را از پرده بيرون كشيدند و چه حرمتي از وي بدريديد و چه خوني ريختيد؟ كاري شگفت آوريد كه نزديك است از هول آن آسمانها بتركند و زمين بشكافد و كوهها بپاشندو از هم بريزند! مصيبتي است دشوار و بزرگ وبد و كج وپيچيده و شوم كه راه چاره در آن بسته در عظمت به پري زمين و آسمان است! آيا شگفت آوريد اگر آسمان خون ببارد؟! «و لعذاب الآخرة اخزي و هم لا ينصرون»، پس تأخير و مهلت شما را چيره نكند كه خداي تعالي از شتاب و عجله منزه است و از فوت خوني نميترسد و او در كمينگاه ما و شماست آنگاه اين اشعار از انشاي خود فرمود كه معني اين است:
چه خواهيد گفت هنگامي كه پيغمبر صلي الله عليه و آله با شما گويد اين چه كاري است كه كرديد شما كه آخرين امت هستيد، به خانواده و فرزندان و عزيزان ما، بعضي اسيرند و بعضي آغشته به خون؟ پاداش من كه نيكخواه شما بودم اين نبود، كه با خويشان من پس از من بدي كنيد، من ميترسم عذابي بر شما نازل شود مانند آن عذاب كه قوم ارم را هلاك كرد.
پس از آنها روي بگردانيد….»
***روایت «ورود اسیران کربلا به کوفه» از کتاب «آه» بازنویسی یاسین حجازی
سالروز وفات حضرت زینب کبری (س) را تسلیت عرض میکنیم.
✅پردهنشین گویا خدام (حذلم) اسدي گفت: زني پردهنشين نديدم هرگز گوياتر از وي، گويي بر زبان اميرالمؤمنين علي عليهالسلام سخن ميراند!