0
همانطور که در سوال شما هم مشهود بود مانند تمام ملت های دیگر یک سابقه تاریخی داریم. این سابقه بین ما و روسیه بسیار طولانی است و طبیعی است که در این سابقه طولانی خاطرات تلخ و شیرین داریم. طبیعی است که این خاطرات هم در ذهنیت مردم ما وجود دارد. این خاطرات در مردم ما کمی هم عمیقتر است به دلیل اینکه ما متحمل برخی از شکستها هم شدیم که قصد ندارم بحث را باز کنم. آنچه مهم است این که ما باید با استفاده از تجربیات گذشته امروز را به خوبی و دقت مدیریت کنیم و بسازیم. طبیعی است که نمیشود در گذشته زندگی کرد. مثلا در همین کشور روسیه در جنگ جهانی دوم حدود ۲۷ میلیون نفر کشته شدند و مقصر جنگ جانی دوم هم آلمان و هیتلر هستند. ولی پس از آن روسیه روابط خود را با آلمانها ساخت تا جایی که همین «نورداستریم ۲ » را هم روسیه با آلمانها در حال اجرا بودند که اگر این موضوع به ثمر مینشست ارتباط روسیه و آلمان خیلی مستحکم میشد. منظور بنده این است که تمام کشورها تلاش میکنند که تجربیات گذشته را داشته باشند ولی فضای امروز را برای روابط خود مدیریت کنند. ما هم همین کار را با روسیه انجام می دهیم. ما فکر می کنیم که ایران جدید و روسیه نوین در حال شکل دادن به چارجوب های روابط خود هستند. ما قائلیم که این روسیه آن روسیه تزاری نیست و امروزه کاملا متقاوت است و رویکردهای ما به یکدیگر در عرصه مسایل بین المللی و منطقه ای بسیار نزدیک شده است. اینکه چه باید کرد؟ کارهای زیادی هست. مثلا بخشی اینگونه است که ما نباید به افکار عمومی دو کشور بی تفاوت باشیم. هر دو کشور بخصوص در حوزه دیپلماسی عمومی باید تلاش کنند و بهتر عمل کنند. گاهی اوقات در داخل ایران شایعات و مسائلی مطرح میشود. ما خودمان تلاش می کنیم که این امر را مدیریت کنیم تا به این شایعات پاسخ بدهیم، ولی من فکر میکنم که بهتر است روسیه دیپلماسی عمومی خود را دقیقتر انجام دهد و برای اقناع افکار عمومی ایران دارای برنامه باشد. ما اگر بخواهیم روابط را به شکل نوین مدیریت کنیم نیازمند نوعی رفتار اقناع کننده باشیم.
همه امروزه معتقدیم که نسل جوان نسلی جستوگر است و نسلی نیست که بتوان بدون اقناع با آنها گفتگو کرد. این نیازمند یک نوع برنامهریزی خوب است. ما امروزه در سطح روابط دولتی بسیار خوب هستیم. البته یک نکته عمیق و مهم دیگری هم وجود دارد و آن اینکه دو کشور میبایست روابط در بخش خصوصی و مردمی را افزایش بدهند. مردم ایران تا قبل از اتحاد جماهیر شوروی به داخل این کشور رفت و آمد داشتند و روابط طبیعی بود اما بعد از اتحاد جماهیر شوروی به علت سخت گیریهایی که در مورد ورود خارجیها شد، عملا این ارتباطات حدود صدسالی از سطح مردمی خارج و دولتی شد. لذا باید تلاش کنیم که بخش خصوصی دو کشور به یکدیگر متصل شوند و بخش خصوصی گسترش پیدا کند. به طور مثال در اروپا طبق آمار، بیش از ۵ میلیون نفر ایرانی و در امریکا بیش از ۲ میلیون نفر ایرانی زندگی میکنند. ولی در روسیه با بیش از ۱۷ میلیون کیلومتر وسعت سرزمینی که یک ششم کره زمین است تنها ۱۰ الی یازده هزار نفر ایرانی زندگی میکنند که اکثریت مطلق آنها دانشجو هستند که در چند سال اخیر وارد شدهاند که البته سرمایههای خیلی خوبی هم برای آینده روابط هستند.
سوال نهم و پایانی: به طور تاریخی بیاعتمادیهای زیادی بین ایران و روسیه وجود دارد. در حال حاضر چه اندازه بیاعتمادی وجود دارد و چقدر برای شما اهمیت دارد که این اعتمادسازی را زیادتر کنید و چگونه میخواهید در این راستا اقدام کنید؟