4
من معتقدم این گزاره چندان دقیق نبود و اکنون حتی کمتر صحت دارد. شرایط کنونی با زمانی که من سفیر شدم تفاوت بسیاری دارد. تاریخ معاصر روسیه را باید به دو دوره قبل و بعد از جنگ اوکراین تقسیم کرد. قصد ندارم گذشته را مرور کنم که چه بود و امروز چه شده، اما امروزه ما در حوزه انرژی میتوانیم همکاریهای بسیاری داشته باشیم.
برخی همکاریها سیاستی هستند، مانند اوپکپلاس و موضوعات مربوط به قیمتگذاری و سرمایهگذاری اما در مورد انرژی، بزرگترین بازار انرژی که روسیه برای خود تعریف کرده بود، اروپا بود. نورداستریم ۱، که پیشتر اجرا شده بود، انرژی روسیه را از طریق اوکراین به اروپا منتقل میکرد. نورداستریم ۲ نیز در حال اجرا بود که هدفش انتقال انرژی از روسیه به آلمان و توزیع آن در اروپا بود. هزینه بالایی برای این پروژه صرف شد و خط لوله گاز از زیر دریا کشیده شد. تقریبا ۴۰ کیلومتر پایانی کار باقیمانده بود و یک شرکت سوئیسی آن را اجرا میکرد. در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ، آمریکاییها این شرکت سوئیسی را تحریم کردند و پروژه متوقف شد. هنگامی که بایدن رئیسجمهور شد، تحریم را لغو کرد اما جنگ اوکراین آغاز شد. به نظر من، تحلیل جنگ اوکراین بدون در نظر گرفتن نورداستریم ۲ ممکن نیست، زیرا اگر اتحاد بین آلمان و روسیه از طریق این خط لوله گاز برقرار میشد، این رابطه برای مدت طولانی شکننده نبود و آمریکا نمیتوانست نقش پررنگی ایفا کند. اروپا و روسیه بسیار به هم نزدیک میشدند و یکی از دلایل جنگ نیز همین موضوع بود.
هنگامی که نورداستریم ۲ با شکست مواجه شد و حتی بدتر، به دلیل خصومت موجود، این پروژه با هزینه هنگفت در زیر دریا منفجر شد، رئیسجمهور روسیه در گفتوگویی با رئیسجمهور فقید ما، شهید رئیسی، اعلام کردند که آمادهاند گاز را از طریق ایران منتقل کنند. این یک فرصت بسیار بزرگ بود؛ یعنی حوزهای که پیشتر رقابتی تلقی میشد، اکنون به حوزه همکاری تبدیل شده و ایران میتوانست به هاب انرژی تبدیل شود. در آن زمان، بحثی مطرح شد که ترکیه قرار است هاب انرژی شود. برخی در ایران نسبت به این موضوع حساس شدند اما ما با روسها گفتوگو کردیم و آنها توضیح دادند که این موضوع صرفا به قیمتگذاری مربوط است. در هر منطقه، یک کشور میتواند هاب قیمتگذاری باشد. اکنون این موضوعی عملیاتی است که با خط انتقال گاز، هم سود اقتصادی به دست میآید، هم ناترازیهای کشور را جبران میکنیم و هم وابستگی متقابل ایجاد میشود که احتمال گسست روابط را به شدت کاهش میدهد.
بنابراین، ما اکنون در این حوزه همکاری میکنیم و به نظرم این حوزه برای همکاری بسیار مناسب است. علاوه بر این، روسها در زمینههای دیگر نیز همکاری را آغاز کردهاند. یکی از این زمینهها، سرمایهگذاری در میادین نفتی ایران است. آنها بزرگترین سرمایهگذار خارجی در ایران شدهاند. ما میادینی را در اختیارشان قرار دادهایم و آنها سرمایهگذاری کردهاند. اکنون ظرفیت تولید نفت ما اندکی افزایش یافته که این پیشرفت نتیجه سرمایهگذاریهای روسیه در میادین نفتی کشورمان است.
_مقدار تولید نفت و گاز روسیه و میزان صادرات این کشور در تقابل با ایران و میزانی تولید کشور ما و مصرف داخل چه میزانی هست؟
ببینید تولید گاز روسها ۵۲۰ میلیارد مترمکعب است از این میزان حدود ۴۰۰ میلیارد مترمکعب صادر میکنند و ۱۲۰ میلیارد مترمکعب مصرفی داخلی آنهاست. مساحت آنها بین ۱۲ تا ۱۳ برابر ایران و جمعیتشان کمتر از دو برابر کشورمان است و سرمای روسیه که لازم به گفتن نیست. تولید گاز ایران علیالظاهر حدود 275 میلیارد مترمکعب است که 100درصد آن را داخل مصرف میکنیم چه در بحث مصرف خانگی و چه مصرف صنعتی. گاهی اوقات ناچار به واردات هم هستیم.
برخی مطرح میکنند که ما و روسها در بحث صادرات گاز با یکدیگر رقیب هستیم و سپس میگویند ما رفتیم زیر بلیت روسیه و روسها نمیگذارند ما گاز صادر کنیم به اروپا. بسیار خب. الان چه گازی وجود دارد که میخواهید صادر کنید؟ یعنی میزان تولیدتان کاملا مشخص است و میزان مصرف داخلی ما هم مشخص. بعضی وقتها که دوستان مطرح میکنند ما با روسیه در صادرات گاز به اروپا رقیب هستیم و میخواهیم به اروپا گاز صادر کنیم، این نشان میدهد که دوستان در تحلیلهایشان اطلاعات، آمار و ارقام دقیق را بهطور کامل اطلاع ندارند. درواقع تولید گاز طبیعی ایران در سال ۲۰۲۳ حدود ۲۷۵میلیارد متر مکعب بوده که تقریبا تمام آن برای مصارف داخلی -چه خانگی و چه صنعتی- استفاده میشود و حتی گاهی ناچار به واردات هستیم. بنابراین هیچ تعارض واقعی با روسیه در این حوزه وجود ندارد.
تشکیل بریکس توسط کشورهایی نظیر روسیه، چین، هند و برزیل، دقیقا در راستا و به موازات اهدافی بود که جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی خود دنبال میکرد. عضویت ایران در این سازمانها و قرار گرفتن در کنار این کشورها، جایگاه ایران را در سیاست خارجی روسیه تقویت کرد.…