4
نویسنده مهدی سیفتبریزی | گروه سیاسی
پیشرفتهای چشمگیر در روابط دوجانبه، ازجمله توسعه کریدور شمال ــ جنوب، گسترش تجارت دوجانبه و ابرپروژههای مشترک در حوزه انرژی و زیرساختی، نشاندهنده عمق این شراکت است. با این حال، شبکه غربگرا و ضدروسی در برخی رسانههای کشور با انتشار شایعات هدفمند، تلاش دارند تا با ایجاد تردید در افکار عمومی جامعه ایرانی، مانع تعمیق و گسترش روابط تهران-مسکو شود. به همین دلیل در «جامجم» میزبان دکتر کاظم جلالی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه بودیم و در گفتوگویی ضمن تحلیل مواضع رسمی و عملی مسکو، به تشریح همکاریهای دو کشور در حوزهها و موضوعات مختلف پرداخته شد. دکتر جلالی بر اهمیت تقویت پیوندهای اقتصادی، از جمله احیای خطوط ریلی و توسعه تجارت تأکید دارند. این گفتوگوی جامع فرصتی فراهم آورد تا پیچیدگیهای روابط ایران و روسیه، نقش آن در شکلدهی به نظم نوین منطقهای و ضرورت گسترش همکاریهای اقتصادی و سیاسی در برابر چالشهای ژئوپلیتیکی به شکل بهتر درک شود.
جایگاه ایران در سیاست خارجی کلان روسیه چگونه است؟ از منظر استراتژیستهای روس، ایران چه جایگاهی برای مسکو دارد؟
این پرسش شما یک مقدمه نیاز دارد و آن این است که در رویکردهای سیاست خارجی و بینالملل، آیا ما بهعنوان جمهوری اسلامی ایران به رویکردهای روسیه نزدیک شدیم یا روسیه به رویکردهای جمهوری اسلامی ایران. اگر یک نقب کوتاه تاریخی بزنیم، در دوران فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آقای گورباچف به عنوان رهبر و صدر هیأترئیسه حزب کمونیست به قدرت رسید و بهتدریج به غرب نزدیک شد. غرب به گورباچف وعدههای متعددی داد؛ ازجمله کمک پنج میلیارد دلاری در شرایط اقتصاد روسیه. اما این وعدهها عملی نشد و غرب در اجرای آنها تعلل کرد. در نهایت، اتحاد جماهیر شوروی بهعنوان یک قدرت بزرگ فروپاشید و از دل آن ۱۵ جمهوری پدید آمد. با این حال، سیاست نزدیکی به غرب در روسیه باز ادامه یافت و در دوره بوریس یلتسین با شتاب بیشتری پیش رفت، هرچند او در اواخر دورهاش به نوعی از این رویکرد فاصله گرفت.
با روی کار آمدن ولادیمیر پوتین در سال ۲۰۰۰، روسیه در هشت سال نخست ریاستجمهوری او (تا سال ۲۰۰۸) همچنان تعامل گستردهای با غرب داشت اما بحران گرجستان در سال ۲۰۰۸نشان داد که غرب قصد دارد فاصلهای بین روسیه و جمهوریهای جداشده از اتحاد جماهیر شوروی ایجاد کند. ولی با این حال روسیه باز با غرب کار کرد. در دوره ریاستجمهوری مدودف (۲۰۰۸تا ۲۰۱۲)، که بهعنوان نماد غربگرایی شناخته میشد، روسیه همچنان تلاش کرد با غرب همکاری کند. مدودف آن زمان نماد غربگرایی در روسیه بود، برعکس شرایط فعلی که نماد سیاستهای ضدغربی است، در تقسیمبندیهای آن زمان روسیه، پوتین نماد ناسیونالیسم روسی و مدودف نماینده جریان نزدیکی به غرب شناخته میشدند؛ خب الان فهمیدهایم که این یک بازی و یک طرح فریب از سوی مسکو برای همکاری با غرب بود. عدم تحویل سامانههای اس ــ300 و همراهی با قطعنامههای ضدایرانی در سازمان ملل در آن مقطع به نشانه همکاری با طرف غربی بود تا سال ۲۰۱۴. در این سال وقتی انقلاب یورومیدان در اوکراین اتفاق میافتد و جریان غربگرا در اوکراین حاکم میشود، به تعبیر اوکراینیها در نتیجه انتخابات و به تعبیر روسها با کودتا، دراین مقطع حواس روسها جمع میشود که غرب بهدنبال این است که روسیه را تجزیه کند و نمیخواهد روسیه حتی بهعنوان یک قدرت درجه دوم در دنیا باقی بماند. روسیه چه چیزی به غرب میگفت؟ روسیه به غرب میگفت؛ بیایید ما چند قدرت برتر اول در کنار هم دنیا را اداره کنیم. غرب میگفت من به هیچوجه روسیه را به رسمیت نمیشناسم. این رویکرد غرب بود که روسیه را به تقابل با غرب کشاند. از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۲ روسیه دو مسیر را به موازات هم طی کرد؛ مسیر اول تعامل با غرب بود؛ در این رویکرد مسکو اعتقاد داشت که باید با شرکای غربی تا جای ممکن همکاری کند تا کار به جنگ ختم نشود. مسیر دوم این رویکرد بود که شاید با اروپا به جنگ برسم، پس زیرساختهای اقتصادی خودم را آماده میکنم.
پروژه نورد استریم ۲، که یکی از عوامل کلیدی بحران اوکراین محسوب میشود، نمونهای از موانعی است که غرب در مسیر همکاری با روسیه ایجاد کرد. به نظر بنده اتصال خط لوله گاز به اروپا یکی از اصلیترین مؤلفههای جنگ اوکراین است؛ در تحلیل جنگ اوکراین نمیشود نورداستریم ۲ را ندید.
در زمان پوتین، رویکردهای جمهوری اسلامی ایران و روسیه بهتدریج به هم نزدیک شد. هر دو کشور به این نتیجه رسیدند که غرب قابل اعتماد نیست و با استانداردهای دوگانه بهدنبال تحمیل ارزشهای خود بر جهان و مقابله با کشورهای مستقل است. این همسویی در رویکردها به همکاری در سازمانهایی مانند شانگهای و بریکس منجر شد.
Photo