3
کشتیها با سوخت اتمی در سال ۲۰۲۳ سه میلیون تن کالا از آبراههای شمال عبور کردند؛ در سال ۲۰۲۴ به ۳۷/۹میلیون تن رساندند، یعنی بیش از ۳۰ میلیون تن در طول یک سال اضافه کردند؛ اکنون آمار ۲۰۲۵ نیز بهزودی منتشر میشود تا ببینیم چه میزان است؛ تا آگوست ۲۰۲۵، حجم ترانزیت حدود ۳۰/۱ میلیون تن تخمین زده شده و پیشبینی کل سال حدود ۴۰ میلیون تن است.
علاوه بر آن، از همه مسیرهای کریدوری استقبال میکنند؛ بسیار خوب، اصلیترین و بهترین کوریدور برایشان ایران است، زیرا مستقیم از روسیه به خلیجفارس متصل میشوند؛ ارتباطاتشان با کشورهای عربی، شمال آفریقا، همه میتواند از طریق ایران انجام شود؛ توجه کنید، این چقدر مزیت بالایی برای ما دارد، ضریب امنیتی ما را افزایش میدهد و میتواند سبب پیوستگی روابطمان باشد. ولی اگر ما عملکرد خوبی در بحث کریدور نداشته باشیم، منتظر نمیمانند و از مسیرهای دیگر نیز استفاده میکنند. روسیه اکنون از هر کریدوری در اطرافش استقبال میکند؛ حتی از مسیر توسعه عراق هم استقبال کرد. یا در بحث افغانستان، تحلیل شخصیام این است که یکی از دلایل اصلی به رسمیت شناختن طالبان و تلاش برای ایجاد امنیت در داخل افغانستان، این است که در بحث کریدوری بتوانند آنجا را فعال کنند. یا مثلا در بحث زنگزور، روسها با اصل راه مواصلاتی آن مخالفتی ندارند، اما اینکه چه کسی ناظر امنیتی این مسیر باشد و چه قدرتی در آنجا حضور داشته باشد، بحث اصلی روسهاست. بنابراین، کشورمان اکنون باید سریعتر موانع را برطرف کند و سریعتر زمینها را تملک کنیم تا روسها سریعتر بتوانند مطالعاتشان را آغاز کنند؛ موانع موجود را برطرف کنیم تا این اتصال بتواند هرچه سریعتر برقرار شود.
_یکی از مباحث مطرح که جامعه رسانهای و بعضا کارشناسی در ایران به آن واکنش نشان داد، این بود که روسها از عرض خطوط راهآهن ما ایراد گرفته و خواستار تغییر عرض این خطوط شدند، به این دلیل که استانداردهای کانتینری آنها با خطوط ریلی ایران همخوانی ندارد. نکته دیگر، کیفیت جاده و نوع آسفالت ما از سوی روسها بود که جادههای ایران از مرکز به سمت جنوب قابلیت تحمل حجم ترانزیتی پیشبینیشده را ندارد. در داخل بیان شد که روسها حق ندارند در این خصوص نظر دهند و به قولی ما مستعمره روسها نیستیم که چنین درخواستهایی از ما داشته باشند. نظر شما چیست؟
راهآهن در روسیه و جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی خطوط ریلی عریضتری نسبت به راهآهن ایران دارند. استاندارد خطوط ریلی کشور ما منطبق بر استانداردهای غرب و اروپاست و آنها بر اساس استاندارد شوروی عمل میکنند. وقتی کالا از داخل روسیه به سمت ایران میآید، با توجه به عرض کمتر خطوط ریلی کشور ما، باید تعویض بوژی انجام گیرد. تعویض بوژی برای هر واگن بین نیم ساعت تا ۴۰ دقیقه زمان میبرد؛ طبیعتا بسیار واضح است که حجم انتقال کالا را به شدت کاهش میدهد و روند را کند میکند. با این حال، توافق شد استاندارد موجود خودمان را حفظ کنیم؛ همین مسیری که از رشت تا بندرعباس داریم، باید آن را تقویت کنیم و پیش برویم. یک نظریه دیگر که کنار راهآهن موجود ما، مسیر دیگری با راهآهن عریض ساخته شود که کاملا از موضوع بحث خارج است. این موضوع کاملا کارشناسی است، ولی برخی در داخل تمایل دارند هر بحثی را کاملا سیاسی کنند. اگر طرف مقابل آمریکا بود، میگفتند انجام دهیم، دیگر چه ایرادی دارد؛ بالاخره میخواهیم تجارت کنیم، ولی برای روسیه این حساسیتها وجود دارد. این مباحث کاملا کارشناسی است؛ روسها نمیگویند شما خطوط ریلی خود را تغییر دهید؛ میگویند اگر میخواهید کالای بیشتر عبور کند، احتیاج به برخی تغییرات است. روسیه حداقل مایل است صد میلیون تن کالا از این مسیر عبور کند. بدانید ما هستیم که از انتقال کالا در این مسیر سود میبریم؛ پس هرچه کالا کمتر عبور کند، سود ما کمتر است و هرچه کالا بیشتر عبور کند، سود ما بیشتر؛ بسیار خوب، ما باید انتخاب کنیم که چه میزان کالا از کشورمان عبور کند. ۵ تا ۱۵میلیون تن نیز برای روسها مطلوب است؛ یک جادهای وجود دارد و بالاخره مقداری بار هم از آن جابهجا میشود؛ صد میلیون تن نیز میتواند برای روسها مطلوب باشد؛ این کاملا به خودمان در ایران بستگی دارد.
اما در مورد راهآهن کشور، ابتدا باید عرض کنم که بله، راهآهن در مسیرهایی که باید مسیر ترانزیتی بینالمللی باشد، نیاز به تقویت دارد. برای مثال، حتی اگر ما رشت تا آستارا را هم تکمیل کنیم، باید مسیر بین رشت تا قزوین را کاملا تقویت کنیم و نیاز به طرح توسعه داریم تا بتوانیم ۱۵ میلیون تن کالا را از آن مسیر عبور دهیم و این موضوع نیز جزو تعهدات ایران است. علاوه بر آن، از تهران تا بندرعباس، راهآهن ما بیشتر برای حمل مسافر طراحی شده است؛ بسیار خوب، برای ترانزیت در این حجم و حرکت این تعداد قطار، حتما نیاز به تقویت زیرساختها دارد و کار میطلبد.
باید تلاش کنیم مسیرهای سنتی را دوباره احیا کنیم؛ میدانید قطار قبلا از همین ایران وارد ارمنستان میشد، از ارمنستان به گرجستان میرفت و از گرجستان به ولادی قفقاز و وارد روسیه میشد. بر این باورم که از ولادی قفقاز تا مرز ما حدود ۹۰۰کیلومتر بود و نسبتا راه نزدیکی…